(نگاهی به کویر شریعتی از منظر اندیشه های بلومنبرگ)

فرامرز معتمددزفولی

kavir-dezfuli2اکنون پس از چهل سال از فقدان شریعتی در میان انبوه آثار او، کویریات وی را ماناترین و جذاب ترین بخش سه گانه نوشتاری و خطابی او یعنی اسلامیات، اجتماعیات، کویریات می دانند. اگر چه کویریات و نوشته های کویری و گفتگوهای تنهایی را نیز که بررسی می نمایند، بیشتر از هر چیز بر رمانتیسیم و سانتی مانتالیسم آن انگشت می نهند و ادبیت متن! ادبیتی که به سرعت آمادگی دارد تا در خوانش های عرفانی به گزین گویی ها کشکولی مألوف و عادت شده در سنّت ادبی فارسی تن دهد و رنگ بازد. متأسفانه هنوز جز یکی دو اثر معدود و توجه هایی از دیگر متفکران، خوانش کویر و فهم آن در محاق سطحی زدگی به سر می برد و امیدی به درانداختن نگاه جدیدی به این اثر یکتا نیست. کویر اثری که می توان بی مجامله آن را از انگشت شمار آثار مهم و عمیق ادبی ایرانیان در پایان این سده در زبان فارسی یافت که به مسئله ایران و تاریخ آن به گونه ای پدیدارشناسانه می پردازد. تاریخی که به زعمی در بن بست امتناع تفکر قرار دارد و در گسست سنت و تجدد سرگردان.

پیشتر از این در خوانش خود از کویر، سیر سوژه ایرانی را تجربه مدرنیته ایرانی نامیدم و در آنجا «مسئله محوری کویر را خودآگاهی و وقوف بر وضعیت معاصر ذهنیت ایرانی» نشان دادم، «بیانی از مواجهه و رویارویی انسان ایرانی با عناصر جهان جدید. جهانی که پیش از او رقم خورده و شکل یافته است و او به واسطه تجدد دیرهنگام جامعه اش خود را در آن پرتاب شده و بی پناه می یابد.» (معتمددزفولی، 1387 : 28). اما آنچه اینک می توان پرسید سطحی عمیق تر و ژرف تر است و ناگزیر بیانی دیگر می طلبد. بیانی که بتواند مسئله امروز ما ایرانیان و نسبتمان را با سنت و تجدد نشان دهد و درک درستی از پیوستگی تاریخی و هویتی گذشته ما داشته باشد، و بر چگونگی اتصال تاریخی ما علی رغم حضور بی بازگشت در این دنیای جدید و مدرن با جهان سنت نشان دهد و از آن سخن گوید.

اثر کویر به تمامه در سودای طرح چنین مسئله و جستن پاسخی بر آن است. این کوشش قلب تپنده کویر شریعتی است. یعنی تلاش برای یافتن درک بواقعی از زمان و تاریخ و دوران، و یا آنچه شریعتی پیوسته در درون سخنرانی های پرشور خود می خواست و می پرسید : اکنون در کجای تاریخ ایستاده ایم؟ طرح این پرسش در درونمایه و قالب ادبی، ظرفیت و قدرتی یکتا و انکارناشدنی به نویسنده می دهد که همراه مخاطب خود سفری بلند و پرمخاطره را به سرزمین روح و روان تاریخی خود بکند و به معاینه و مکاشفه ای در اعماق خود همت گمارد.

من اینجا برای نشان دادن این کوشش توسط شریعتی در کویر از اندیشه های هانس بلومنبرگ متفکر عمیق و ژرف اندیش آلمانی استفاده می کنم. یعنی آنچه وی به کمک مفهوم استعاره و متافور سعی در شناسایی سیر تطور تاریخ اندیشه در غرب و منزل گاه های آن در اعصار مختلف دارد.

 

* آنچه در این بخش درج می‌شود چکیده مقالات دریافتی سمپوزیوم چهلمین یادمان شریعتی است. مقالات در مسیر داوری توسط هیئت علمی سمپوزیوم است و گزیده‌ای از آن‌ها در کتاب مجموعه مقالات سمپوزیوم منتشر خواهد شد.