RT Chimera - шаблон joomla Новости

 

دکتر سید ابوالفضل حسینی

27270نوعاً موضوع انتخابات در شکل کنونی اش مربوط به دوران مدرن است. گرچه انواعی از آزادی، دموکراسی و عدالت و... را در تاریخ ماقبل مدرن را میتوان نشان داد ولی در جهان جدید، انسان دارای حق انتخاب می شود و"حق مداری" در برابر "تکلیف مداری" گذشته، برجسته می گردد. شیوه ی به حکومت رسیدن (خلافت) امام علی با شیوه ی سایر خلفا متفاوت است. علی در سقیفه و توسط چند نفر (روسای قبایل) به حکومت نرسید، بلکه مستقیماً توسط مردم برگزیده شد. شریعتی در کتاب " جا معه شناسی امت و امامت" دوران ائمه معصومین را با آنچه در نیمه ی اول قرن بیستم میلادی و پس از دو جنگ جهانی مطرح شد ، مقایسه کرد. او اصطلاح "دموکراسی متعهد" را برای چنان شرایطی بکار برد. این اصطلاح را شریعتی وضع نکرده است، بلکه در کنفرانس باندونگ برای دوران پس از استقلال کشور های آزاد شده از استعمار بکار رفت. شریعتی، انقلاب پیش از خودآگاهی توده‌ها را فاجعه می‌دانست و معتقد بود بارزترین شاخصه انسانیت، خودآگاهی است که اگر جامعه پیش از خودآگاهی تاریخی طبقاتی، دست به انقلاب بزند یک گام به عقب خواهد رفت و شکست جنبش، حتمی است. دموکراسی متعهد صرفاً مربوط به مرحله گذار انقلابها است و به گمان شریعتی در تمام انقلابها گریز ناپذیر است ..در روزگار پس از درگذشت پیامبر شرایط برای حاکمیت شورا و تأسیس نظام دموکراتیک آماده نبود و می‌بایست دوره‌ای ( یعنی همان دوران دویست وپنجاه ساله عصر امامت ) با وصایت، که شریعتی از آن تحت عنوان حکومت موقت انقلابی یاد می‌کند، اداره شود...شریعتی اصل جاودانه و عام اسلامی را همان دموکراسی می‌داند و وصایت را به عنوان یک استثنا بر قاعده و به ضرورت می‌پذیرد.

در روزگار ما، در کشورهای توسعه یافته، دموکراسی پس از به رسمیت شناختن حقوق فردی در لیبرالیسم، معنا می شود. حقوق بشر و حقوق شهروندی و قانون، همه را یکسان می بیند.

این که سیستم حکومت در ایران تا چه حد به آموزه های مرحوم دکتر شریعتی مربوط است، موضوعی بحث بر انگیز است. روشنفکران سکولار و مخالفان حکومت جمهوری اسلامی ایران، خیلی راحت همه ی گناهان را به گردن شریعتی می اندازند. با آن که شریعتی می گوید:" با دیکتاتوری فردی، فکری، مذهبی و طبقاتی که رشد آزاد انسان و اندیشه و احساس و هنر و خلاقیت انسان را می‌کشد و به جمود می‌کشاند، ... مخالفم "، یکی می گوید:"شریعتی تمام عمر خود را بر ضد آزادی و دموکراسی به سرآورده است. "! شریعتی می‌گوید : "دموکراسی یک کالای صادراتی نیست، درجه‌ای متعالی است که باید جامعه‌ای بدان نائل آید." و دموکراسی را شکل دائمی حکومت معرفی می کند، اما متهم به ضدیت با آن می شود. می گوید: "حکومت مذهبی، رژیمی است که در آن به جای رجال سیاسی، رجال مذهبی ( روحانی ) مقامات سیاسی و دولتی را اشغال می‌کنند و به عبارت دیگر حکومت مذهبی یعنی حکومت روحانیون." آثار طبیعی چنین حکومتی را برشمرده، می گوید: "خلاصه حکومت مذهبی همان است که در قرون وسطی کشیشان داشتند. اما در اسلام چنین بحثی اصولاً مطرح نیست زیرا عمال حکومت مذهبی در جامعه اسلامی وجود ندارد. سازمانی به نام روحانیت (clergy ) نیست ... "

- نقد و نظرها راجع به دموکراسی و دموکراسی متعهد شریعتی زیاداست و غالبا به خاطر شرایط امروز، به دیدگاه دیروز او انتقاد می شود. شریعتی تئوریسین پس از حکومت اسلامی در ایران نبوده است ! در نگاه شریعتی دموکراسی اسلامی‌ترین و انسانی‌ترین نوع حکومت است.

شریعتی می گوید: «من دموکراسی را با آنکه مترقی‌ترین شکل حکومت می‌دانم و حتی اسلامی‌ترین شکل، ولی در جامعه‌ی قبایلی، بودن آن را غیرممکن می‌دانم و معتقدم که طی یک دوره‌ی رهبری متعهد انقلابی باید جامعه‌ی متمدن دموکراتیک ساخته می‌شد سپس ….» . "و در تشيع علوی،دوره‌ی غيبت است که دوره‌ی دمکراسی استو ...قدرت حاکميت از متن مردم سرچشمه می‌گيرد". آری! او در باره ی وضع امروز غرب، می گوید :"..به «ليبراليسم» رسيد و به جای حکومت «تئوکراسی»، «دموکراسی» را چتر نجات خويش گرفت. و در نقد آن ادامه می دهد که "گرفتار سرمايه‌داری خشنی شد که در آن «دموکراسی» به همان اندازه کاذب بود که تئوکراسی، و ليبراليسم ميدان بازی بود که در آن تنها «سواره‌ها» به ترکتازی می پرداختند و در «رقابت» و «غارت» آزاد بودند..".

"علت ناکامی انقلاب مشروطه‌ی ما جز اين نبود که، رهبران بی‌آنکه به مردم آگاهی اجتماعی و بينايی سياسی داده باشند، به هدايت خلق و راه حل نهايی پرداختند و يک بار ديگر - همچون پيش و پس از آن - ديديم که ثمره‌ی تحميل انقلاب بر جامعه‌ای که به آگاهی نرسيده و فرهنگ انقلابی ندارد جز مجموعه‌ای از شعارهای مترقی، اما ناکام، نخواهد بود." («بازگشت به خويـشتن»، م.آ. ۴، ص ۹۵) (10)

...در ایران شرا یط ویژه ای حاکم است. سیستم ولایت مطلقه ی فقیه به این کشور اختصاص دارد. درایران امروز است با این که انتخابات به صورت روتین برگزار می شود ولی آسیب شناسی جدی لازم دارد. در حکومت دینی سوء استفاده از دین و احساسات مذهبی مردم، بزرگترین آفت است و متاسفانه رواج بسیار دارد ... نقش پول بسیار عجیب است . به راستی چرا شهرداران تهران هوس رئیس جمهور شدن به سرشان می زند؟!

باید به سمت کاهش نقش زر و زور و تزویر در انتخابات پیش برویم. شاید ضروری ترین کار در شرایط موجود ایران تجمیع احزاب کوچک موجود در یک جبهه، به صورت یک حزب بزرگ باشد. در این صورت تعدد تشکل های سیاسی از حدود 250 تا، به چند حزب جدی کاهش می یابد و رقابت ها واقعی تر می شود و احزاب مسوولیت پذیر.

 

* آنچه در این بخش درج می‌شود چکیده مقالات دریافتی سمپوزیوم چهلمین یادمان شریعتی است. مقالات در مسیر داوری توسط هیئت علمی سمپوزیوم است و گزیده‌ای از آن‌ها در کتاب مجموعه مقالات سمپوزیوم منتشر خواهد شد.