RT Chimera - шаблон joomla Новости

 yadname-salgard-hejrat-1یادنامه یکمین سالگرد هجرت و شهادت ابوذر زمان ( 26 اریبهشت ماه 1356 و 29 خرداد ماه 1356 ) استاد دکتر علی شریعتی عنوان مجموعه مقالات و سروده هایی در رثای دکتر شریعتی‌ست ( در 200 صفحه ) که در خرداد 1357 توسط جمعی از دوستداران دکتر علی شریعتی منتشر گردیده.

_ « مایۀ پایداریِ هر اجتماع، حیات فکری آن اجتماع است. تا جامعه به حیات فکری دست نیابد، زندگی و حیاتی راستین نخواهد داشت. » بخشی از مقدمۀ یادنامه – ص 9

آغازگر این یادنامه مقدمه‌ای‌ست تحت عنوان « چرا یـــادنـــامه ؟ » و پس از آن « سالنامۀ زندگی و آثار دکتر علی شریعتی » خواننده را به نوشته های اصلی می رساند که عبارتند از :

  • · از دیدن خلق، احساس رنج می کرد
  • · خصایص روحی یک انسان – علی تهرانی – 4 ذالحجه 1379 – مشهد مقدس
  • · غریبان تاریخ - ج ، جهانشهر - متنی در سه بخشِ « از ابوذر تا ابوذر » و « از سید جمال الدین تا میرزا کوچک خان » و « از مسجد هدایت تا حسینیه ارشاد »
  • · خط سرخ شهادت – علی اصغر حاج سید جوادی
  • · سخنی دربارۀ اسلام شناسی و یادی از اسلام شناس – حسین رزم جو
  • · جواب نامۀ دکتر شریعتی به حسین رزمجو
  • · سیمایئی از دکتر علی شریعتی – دکتر کاظم سامی
  • · یک سال از مرگ دکتر شریعتی می گذرد – دکتر علی شریعتمداری
  • · در صحنۀ کنونی نبرد عقاید ضامن پایداریِ هر عقیده‌ای، جهانی شدنِ آنست – پروفسور عبدالجواد فلاطوری
  • · شریعتی، شریعتی است – احسان شریعتی

· اثری چند از دکتر شریعتی شامل ؛ « نقش سلام های نماز در نفی تنهائی » - « دو وصیت » - « آخرین نوشته ها »

بخش پایانی یادنامۀ فوق اختصاص یافته به سروده هایی در سوگ معلم شهید دکتر شریعتی که عبارتند از :

  • · شعری از امیری فیروزکوهی
  • · شعر « سفر هزاره » از خانم طاهره صفارزاده
  • · شعر « خرم از این بهار ... » از غلامرضا قدسی
  • · شعر « برشی از یک منظومه » از سید علی محمودی
  • · شعر « با طلوع کویری از خورشید ... » از ع.م.گ (علی موسوی گرمارودی )
  • · شعر « آری اینچنین بود برادر » از علی موسوی گرمارودی
  • · شعر « نامدارِ خطۀ شرق » از سید سخاوتعلی خان هراتی

مقالاتِ این یادنامه با نثری انقلابی به تحلیل فضای حاکم و غالب بر دوران دکتر شریعتی و شخصیتِ دکتر(روحی و درونی ) و حساسیت های اجتماعی وی پرداخته و دیدی دوران شناسانه به مخاطب می دهد تا شریعتی را در ظرف زمان خویش درک کند.

فرازهایی از برخی نوشته های یادنامه

***

بخش‌هایی از نوشتۀ «از دیدن خلق احساس رنج می کرد »

_ او در شرایط تاریخیِ خاصی به صحنه آمد که جامعه‌اش دچار سیه روزی ها و تبه روزگاری های فراوانی بود. از خارج دستخوشِ دیو استعمار و امپریالیسم بود و در داخل دچار اژدهای استبداد و فساد و فشار وابسته به استعمار : در داخل شیطان سرمایه داری کمپرادور، موریانۀ ارکان حیات طبقۀ زحمتکشِ رنج دیدۀ تحت ستم بود و پایه های هستی و تعالیِ او را مورد هجوم داشت و از خارج اهریمن کارتل و تراست، پتکِ ویرانگر بنای تکامل وی بود و روند تکامل تاریخی را کند و یا متوقف و یا حتی دچار قهقرا می ساخت.

...

_طبقه‌ای خوب می چرید و خوب می خورد و خوب می پوشید و خوب می نوشید، بی آنکه کار کند و زحمت بکشد و رنجی ببیند. و طبقه‌ای کار می کرد و رنج می دید و زحمت می کشید بی آنکه چیزی ببیند که بخورد و یا بپوشد و یا بنوشد.

...

_دکتر روحی حساس و لطیف داشت و عواطفی رقیق و سریع التأثر، و طبیعی بود که این تبعیض و نابرابری آن روح و روحیه را رنج دهد و آن عواطف و احساسات را جریحه دار سازد و ارتعاش کشد.

...

***

بخش‌هایی از نوشتۀ « خصایص روحیِ یک انسان » از علی تهرانی

_مطالعۀ آثارش از اولین نوشته تا آخرینش، باهدف بودن و جهت داشتن ( آنهم هدفی و جهتی واحد ) و ثابت بودن و تغییر ناپذیریش را مجسم می کند و یکی از گواهان بیشمار من کتاب « دو شهید » اوست که شهید اولش را از اثری متعلق به دورۀ دبیرستان گرفته و شهیدِ دوم را در آخرین روزهای زندگیش به وجود آورده است .

جهت هردو، همانند است: مبارزه با فساد و تجاوز و خودکامگی و نفس پلیدِ شیطانی و بالاخره پیروز شدن بر همۀ فسادها و میل‌های نفسانی و بالاخره حق جویی با نفس پرستی.

...

_ چقدر بی انصافند آنها که بی آنکه به درستی کارش را بررسی کرده باشند ، حتی بی آنکه اهلیت چنین کاری را داشته باشند، با به رخ کشیدناشتباهاتی چند تاریخی یا لغوی یا نظیر اینها، به او تاخته‌اند و این همه آثارِ سازنده و خیرات و برکاتی که از وجود و کارش به اسلام و مسلمانان رسیده نادیده گرفته‌اند. و همانطور که خودش می گفت، چند اشتباه را نتوانستند دربارۀ او گذشت کنند.

***

احسان شریعتی سخن خود را با حدیثی از امام حسین (ع) آغاز می کند که :

« إنْ کَانَ دِینُ مُحَمَّدٍ لَمْ یَسْتَقِمْ إلَّا بِقَتْلِی یَا سُیُوفُ خُذِینِی ... »

سیدالشهداء

"تبارنامۀ خونینِ این قبیله کجاست

که بر کرانه، شهیدی دگر بیافزاید. "

مرثیه – در کوچه باغ های نیشابور

یک سال از شهادت « شمع » گذشت. ابعاد این معراج را در جهاد ناس در سالی که گذشت به یقین رویت می کنیم. روح وارسته‌اش همچون ثار بر خیمه‌های قبائلِ مسلمان می چرخد و به گفتۀ عرفات از او " مبارزی نه تنها ایرانی، بلکه لبنانی و فلسطینی و عالمی " می سازد و خصمش نیز هر روز عمیق تر به یاس و افسوس در می آید که در این جنایت چه خسرانی کرده است.

ما امروز زبانی را از دست داده ایم که لهیب ندایش جانها را بیتاب می کرد و به طرفة‌العین آمادۀ شهادتشان می ساخت.

ما امروز قلبی را از دست داده‌ایم که گنجینۀ درد سالها بود و سالها، " دوهزار و اند سال اسارت " .

ما امروز اندیشه‌ای را از دست داده‌ایم که حلاج و دکارت را آشتی داده بود و ...

در پایان یادنامۀ یکمین سالگرد دکتر شریعتی شعرهای در رثای وی از رهپویان وی می بینیم که جملگی حاکی از تاثیر دکتر در همه لایه‌های فکری و فرهنگی و هنری جامعه می باشد .

در ابیاتی از شعر « امیری فیروزکوهی » می خوانیم :

وان شهید فکر و حـریت که بی پـروای غیر

در جهاد امر حق جان داد و پا در ره فشرد

شادخوار نعمت او باد در جنــات عـــــــدن

کز نعیـــم این جهــانی جز غم مردم نخورد

خانم طاهرۀ صفارزاده شعر طولانی خویش را با یاد علی شریعتی « رهیار بیدار » می آغازد .

سید علی محمودی در شعر نوی با عنوان « برشی از یک منظومه » چنین می آورد :

او آفتاب بود.

موسی نگاه کن!

آنک،

گویی " ابوذر " ست که می خواند

گویی " ابوذر " ست که می شورد.

در دست های او

میراث آفتاب و زمین‌ست

در چشم‌های او

قانونِ صادقانۀ دریا

و کوله بارش

سرشار از حقیقت و ایمان

...

،

و علی موسوی گرمارودی در شعری زیبا با عنوانِ سخنرانی‌یی از شریعتی ( آری، اینچنین بود، برادر! ) مخاطب را با خویش چنین همراه می سازد :

آری، اینچنین بود، برادر!

آری چنین بود ...

شب بود

شب دیرپا بود

بر بستر لوش و لجن ره می سپردیم

مه مرده بود و سوسوی فانوس اخترها، نهان بود

ما، پلکمان باز

اما نه با معنای " بیدار "

از ترس

وز بیم آوار.

ناگه ز اقصای شبِ بد، شام دیجور،

مردی برآمد با چراغی در کف از اندیشه،

ایمان،

و می سرود اما نه، می غرید و می گفت:

از دیو و دد، باری، ملولم

آوخ کجایی، ای بزرگ، ای خوب . " انسان " !

  • علی غفاری