RT Chimera - шаблон joomla Новости

 به نام خدای ابوذر

یازدهمین یادواره با عنوان، هجرت و شهادت دکترعلی شریعتی، در تابستان سال 1367 منتشرشد. این یادواره شامل مقالاتی از محسن بابایی، امیر رضایی، حسین مدرس، محمد ملکی و حسن یوسفی اشکوری است. یادواره‌ی یازدهم با مقاله‌ای از محسن بابایی با عنوان " انکه قلم توتمش بود" اغاز میشود. در این مقاله نویسنده به نقد اثار دکتر شریعتی از منظر ادبیات پرداخته است. بابایی ضمن اشاره به قدرت هنری و بصورت محدود‌تری بعد ادبی اثار دکتر، اثار وی را به سه نوع تقسیم میکند. 1-اثار مکتوب 2-سخنرانی‌ها یی که با نظارت دکتر منتشر شده‌اند و 3- متن سخنرانی هایی که پس از شهادت دکتر منتشر شده اند. نویسنده ضمن بررسی و نقد ادبی اثار مکتوب، اشاره میکند که دکتر به خوداگاهی دست یافته است که نشان می‌دهد در بکارگرفتن زبان، اگاهی کامل دارد، و این را یکی از عوامل موفقیت او میداند. مقاله با اشاره به فرازهایی از گفتگوهای تنهایی و کویر از دکتر مانند «من دردم گمنام ماندن نیست، چه اولا مجهول نیستم و گذشته از ان نیازی به چنین زبانزد شدن‌های ابکی ندارم» و «به هر حال کجا می‌توان گفت که من هم حیثیت علمی و هم خط مشی ایدولوژیک و هم ارزش ادبی و رشد هنری‌ام را به عنوان یک استاد محقق در علم جامعه شناسی که خوب می‌خرند و یا یک روشنفکر ایدئولوگ که خوب می‌نگرند ویا یک نویسنده هنرمند که هم خوب می‌خرند و هم خوب می‌نگرند، همه را قربانی ایمان و مسئولیتم کردم» . معتقد است که واقع گرایی و ذهن منطقی و دقیق دکتر را می‌توان در سلسله بحث‌های اعتقادی اش مشاهده کرد.

نویسنده مقاله " انکه قلم توتمش بود" معتقد است که نوعی سوررئالیسم و جریان سیال ذهن را می‌توان در اثار گفتگوهای تنهایی و هبوط و بعضی قسمت‌های کویر دید و با استناد به تسلط دکتر شریعتی بر دو زبان فرانسه و عربی در کنار علم گسترده در زمینه‌های سیاست، فرهنگ، مذهب... را عامل قوتمندی متن شریعتی می‌داند. در مقاله امده است که تصویر‌سازی، تلفیق زبان عامیانه و ادیبانه از عوامل دیگر موثر بر قدرت نویسندگی شریعتی بوده است.

در بخش دوم مقاله نویسنده معتقد است که ضمن اشنایی دکتر با صنایع ادبی، شریعتی معتقد بوده است که خانقاه و دربار دو منشا ادبیات بوده‌اند و هر دو را به یک‌اندازه مورد ملامت و تحقیر قرار میدهد.

در این مقاله همچنین امده است که در اثار شریعتی هر دو نوع تضمین –تضمین با تصرف و تضمین بدون تصرف – دیده می‌شود اما تضمین با تصرف بیشتر دیده می‌شود. در پایان مقاله اقای بابایی به بررسی صنایع ادبی – جناس، تلمیح، تضمین، استعاره، تشبیه. . – سه گانه‌های «زر، زور، تزویر» و «ملک، مالک، ملا» و «تیغ، طلا، تسبیح» را از جنبه‌ی صنایع ادبی بطور مفصل بررسی کرده است.

مقاله‌ی دیگری با عنوان " خوداگاهی دینی " از امیر رضایی با سرفصل های، ضرورت بحث پیرامون خوداگاهی دینی، خوداگاهی دینی چیست؟ ، تفاوت خوداگاهی دینی با دیگر خوداگاهی ها، چگونه به خوداگاهی دینی می‌رسیم؟ ، مراحل خوداگاهی و سرانجام ان، در این یادواره امده است.

نویسنده در پاسخ به این پرسش که شریعتی بالاخره کدام یک از انواع – جامعه شناس مذهبی، سوسیالیست خداپرست، عارف سیاسی – بوده است، ضمن بررسی رویارویی تفکر شریعتی با غربگرایان و سنت گرایان مذهبی، معتقد است که شریعتی را بایست «فرا فرهنگ زمان» خویش دانست و او را یک «خوداگاه دینی» می‌داند. اقای رضایی در این مقاله مخروط اندیشه شریعتی را در سه سطح 1-خوداگاهی دینی 2- ایدئولوژی اعتقادی 3- ایدئولوژی اجتماعی طبقه‌بندی می‌کند و خوداگاهی دینی را در راس مخروط قرار می‌دهد. خوداگاهی دینی را در اندیشه شریعتی نزدیک شدن به میوه ممنوعه و راه رسیدن مردم به چنین خوداگاهی را از مسیر اگاهی اجتماعی می‌داند و در تفسیر و برداشت از تفکر شریعتی معتقد است روشنفکر متعهدی که به خوداگاهی دینی نرسیده است نمی‌تواند اگاهی راستین را به مردمش انتقال دهد.

در ادامه مقاله نویسنده به تعریف خوداگاهی دینی می‌پردازد و انرا امر تجربی و نه اکتسابی، می‌داند و علم حضوری را علم خوداگاهی دینی می‌داند.

«حکمت همچون سوفیا در یونان (سقراط) ویدیا در هندوئیسم، سپنتامئتو در زرتشت... نوعی خوداگاهی و جهان اگاهی و فهم خود یاب و جهت یاب و خود معنی یاب و فطری و مستقیمی است. ماورا علمی و عقلی که از ان نه فلسفه و علم و تکنیک که حقیقت و هدایت و روشن بینی و فهم ارزش و مسولیت «شدن» سرچشمه می‌گیرد.» (م. ا. 1ص 81)

رضایی می‌نویسد که خوداگاهی دینی فراایدئولوژیک است و خوداگاهی وجودی مادون ایدئولوژیک... خوداگاهی دینی پیوند بیواسطه «انسان – خدا» را تبین میکند و دل اگاهی اگاهی بیواسطه «انسان – طبیعت» را و هر دو اینها پیوند بیواسطه «انسان – وجود» را.

در پایان یازدهمین یادنامه مقاله‌ای از یوسفی اشکوری امده است با عنوان «مالکیت در اندیشه‌ی شهید دکتر علی شریعتی» . مقاله به اهمیت جایگاه مالکیت و نوع اقتصاد در مکتب و ایئولوژی می‌پردازد و هدف مقاله را روشن ساختن معنی و مفهوم‌های مالکیت عمومی و یا سوسیالیسم عنوان می‌کند. و با نقسیم ارای شریعتی در باب مالکیت چهار بخش ذیل را مدنظر قرار می‌دهد، 1-ارتباط مالکیت و اقتصاد با جهان بینی 2- نعریف و تفسیر سرمایه داری و سوسیالیسم 3- مالکیت اسلامی، مالکیتی سوسیالیستی است 4- نقد سوسیالیسم موجود در جهان.

اشکوری ذیل سرفصل ارتباط مالکیت و اقتصاد با جهان بینی بیان می‌کند که در اندام مکتب با سه مقوله جهان بینی، ایدئولوژی، و احکام مواجه هستیم و‌ترتیب اهمیت شناخت را اینگونه طرح می‌کند که ابتدا جهان بینی سپس ایدئولوژی و نهایتا احکام را بایست شناخت.

در مقاله به نقل از شریعتی امده است که «زیر بنای فکری یک مکتب جهان بینی و ایدئولوژی ان است، سپس در مسیر ان و منطبق بر ان، فلسفه انسان شناسی و فلسفه زندگی و بر اساس ان فلسفه اقتصادی... فقه اقتصادی باید بر بینش اقتصادی باشد.» در ادامه نویسنده مالکیت خصوصی بر ابزار تولید و توزیع را در اندیشه شریعتی منتفی می‌داند و سوسیالیسم را با اقتصاد اسلامی منطبق می‌داند.

در تعریف و تفسیر سرمایه داری، اراء شریعتی در باب مالکیت را بر این اساس بیان می‌کند که مالکیت خصوصی بر وسایل منابع تولید و مصارف عام که استثمار را ایجاد میکند همان سرمایه داری است. شریعتی سوسالیسم را اینگونه توضیح می‌دهد که «سوسیالیسم اصالت دادن به جامعه است که سرنوشت تولید، مصرف، توزیع و مالکیت و سرمایه را در اختیار شخصی مافوق فرد، بنام جامعه قرار می‌دهد، یعنی مالکیت‌های خصوصی را از بین برده و به مالکیت عمومی تبدیل می‌کند... و افراد باید کارگران یک سرمایه داری بزرگ یعنی جامعه باشند.»

نویسنده مقاله در خصوص این گفته‌ی رایج که اقتصاد اسلامی بین دو حد اقتصاد سرمایه داری و اقتصاد سوسیالیستی است، می‌نویسد که شریعتی با این ادعا مخالف است و صراحتا ان را رد کرده است.

«... اسلام بین مارکسیزم و سرمایه داری است، این حرف مفتی است، سرمایه داری یک بیماری است که اسلام و مارکسیزم در مبارزه با ان با هم رقابت می‌کنند.» (م. ا. ج 23. ص350)

اشکوری می‌نویسد که شریعتی ارمان سوسیالیسم و اسلام را یکی می‌داند و دستکم ان دو همگون و هم سو و هم سفرند. چرا که هر دو اهنگ تسخیر یک سرزمین را دارند و ان سرزمین برادری و برابری است.

در پایان مقاله ذیل عنوان عرفان، برابری، ازادی امده است که شریعتی سوسیالیسم را نه تنها ماتریالیستی و مادی نمی‌داند بلکه ارمان سوسیالیسم را ماهیتا ضد ماتریالیستی می‌داند و برابری را راه و بستر ضروری می‌داند برای تحقق ازادی و عرفان، نه قربانی شدن ان دو در پای سوسیالیسم.

  • مسلم زمانی