RT Chimera - шаблон joomla Новости

ژیلا موحد شریعت پناهی

JMovvahed1به نام خداوند آفریننده گل های یاس و مریم

دوستان محبت کرده،از من خواسته اند تا به مناسبت چهلمین سال گشت فقدان معلم شهید دکتر علی شریعتی به دو سوال روز پاسخ بدهم، ابتدا با یک بیت شعر یاد این معلم عزیز را گرامی می دارم، سپس به جواب ها خواهم پرداخت :

هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق ثبت است بر جریده عالم، دوام ما

پاسخ به سوال اول : مهمترین بحران های مبتلا به ما امروز ما عبارتند از :

۱ - بحران فرهنگی : وصیت معلم شهید مان مبنی بر : بخوان و بخوان و بخوان، تبدیل شده است به : نمی خوانم چون وقت ندارم، نمی خوانم چون کتاب گران است، نمی خوانم چون سانسور وجود دارد و ... و... / متاسفانه این بهانه های رنگارنگ،زخمی کهنه بر پیکر جامعه فرهنگی ما را رفته رفته، تبدیل به دملی چرکین کرده است.

نتیجه این بحران٬ " به وجود آمدن نسلی که اکثرا متکی به اطلاعات و ادبیات شفاهی و کم مایه،دور افتاده از گنجینه های ادبی ایران و جهان٬ کم خبر از میراث سیاسی خود و دیگران، کم عبرت از تجربیات خوش و ناخوش تاریخی،اجتماعی و فرهنگی ( گسست فرهنگی و تمدنی )، شده است.

نتیجه نهایی " جامعه به وضعیت فعلی رسیده و متحمل خسارت های بعضا جبران نشدنی در مقولات مختلف فرهنگی و حتی اقتصادی و محیط زیستی شده است ".

۲ - بحران عدم تفکر منطقی و تحلیل گری : از میان افرادی هم که اهل مطالعه و خواندن هستند، گروهی هر چه می خوانند را همانند کالا های وارداتی،بلافاصلهقبول می کنند.

گروهی دیگر بر عکس، به هر آنچه از غیر باشد٬ یکسره مهر باطل می زنند. گویی که فقطرنگهای سفید و سیاه وجود داشته و رنگ خاکستری وجود خارجی ندارد.

متاسفانه افراد تحلیل گر، تفکیک گر، تولید کننده و کار آفرین روز به روز کمتر دیده می شوند.

نتیجه چنین بحرانی : " به وجود آمدن جامعه ای مصرفی چه درعلم و فرهنگ، چه در اقتصاد و کار آفرینیو چه در ارایه راه حل هااست. جامعه ای با اتکا به نفس و خود باوری ضعیف،پذیرنده،منفعل و منتظر معجزه ".

۳ - بحران از هم گسیختگی مالی وعاطفی خانواده ها : پایین آمدن روز افزون آمار ازدواج و بالا رفتن روز افزون آمار طلاق های رسمی و عاطفی اثبات کننده وجود این بحران است.

نتیجه این بحران ابتدا،به وجود آمدن خلاء عاطفی عمیق درهمسران، سپس رشد فرزندانی با خلاءهای احساسی و عاطفی عمیق تر و سر انجام ایجاد عقده های روانی خطرناک که از نشانه های بارز آن، آمار رو به ازدیاد خود زنی در دبیرستان های دخترانه، ناشاد بودن نسبی ایرانیان نسبت به بقیه کشورها و افزایش روز به روز آمار انواع بزهکاری می باشد.

نتیجه چنین بحرانی : "تشکیل جامعه ای با بهره وری یسیار اندک و آسیب های اجتماعی بسیار زیاد است "

 

پاسخ به سوال دوم :راه حل ها ( راه حل برون رفت از هر مشکل با همان شماره داده شده است).

راه حل کاهش بحران شماره ۱:

برای رواج کتاب خوانی، حداقل در نسل های آینده پیشنهاد می شود که :

مادران، پدران و مربیان، کودکان را از همان ابتدا با لطایف الحیل به خواندن تشویق کنند.

همراه با اسباب بازیهای رنگارنگ و یا بتنهایی، کتابهای قصه ای که دارای جلد بسیار زیبا و محتوای آموزنده و جذاب همراه با تصویرگری های هنرمندانه و کودک پسند می باشند را در مناسبت های مختلف مانند اعیاد، تولد، تشویق به عنوان جایزه و ... به او هدیه دهند.

حتی برای کودکان یکساله می توان با پارچه های رنگی کتاب درست کرده و به کودکان آموخت که آن ها را ورق بزنند، از دیدن ئارچه های رنگارنگ شاد لذت ببرند، و کم کم نام رنگ های مختلف را هم یاد بگیرند.

از طرف دیگر کودکان بسیار مشتاق هستند که از کارهای بزرگترها تقلید و آن را تکرار کنند، چه خوبست که بزرگترها در هنگام مطالعه خود، کتابی کودکانه هم به دست کودک بدهند و آنها را به خواندن، در میان گذاشتن استنباط خود از کتابی که در دستشان است و بحث و گفتگوی های کودکانه و حتی پر و بال دادن به تخیلات کودکانه، آنها را به کتابخوانی تشویق کنند.

بخصوص زمان قبل از خواب، خواندن کتاب و مشارکت دادن کودک در تکمیل یا تغییر داستان، راه بسیار خوبی برای تشویق کودکان به خواندن و پرورش تخیل آنها است.

در زمان نوجوانی، خرید کتاب برایشان، حتما باید با مشورت خودشان باشد. توجه داشته باشید که اصرار و تحمیل سلیقه بزرگترها در خرید کتاب برای نوجوانان، ممکن است، نتیجه معکوس ببار آورده و آنها را از خواندن کتاب بیزار کند.

همچنین وظیفه معلمین و مدیران مدارس این است که با کمک اولیا و مربیان و تخصیص بودجه ای مناسب، کتابخانه ای در خور، برای مدارس خود، تدارک دیده و با اختصاص ساعات کتاب خوانی در میان درسهای دیگر، معلمین انشاء را درگیر علاقمند کردن دانش آموزان به کتابخوانی کنند.

مثلا دادن امتیاز برای خلاصه کردن کتابهایی معین همراه با ارایه خلاصه آن برای همکلاسی ها و تاثیر مثبت آن بر افزایش نمره انشاء و ...، بتدریج علاقه به کتاب و کتابخوانی را در دانش آموزان نهادینه کنند.

نهایتا ناشران نیز بایستی با ابتکار عمل بکوشند که کتابهای جذاب و رمانهای کلاسیک ومناسب برای سنین کودکی و نوجوانانی، را با قیمت مناسب چاپ و در اختیار آنها و کتابخانه های مدارس و کتابخانه های عمومی و... قرار دهند.

همچنین کتاب فروشان می توانند قسمتی از کتابهایشان را اختصاص به فروش امانی دهند ( امانت خواه، می بایستی ابتدا قیمت کامل کتاب را بپردازد. با این شرط که اگر پس از چند روز کتاب را صحیح و سالم پس بیاورد، مبلغی حدود یک دهم از قیمت اصلی را، به عنوان اجاره چند روزه کتاب از پول اولیه کسر و نه دهم مابقی را به شخص امانت گرفته٬پس دهند.

و بالاخرهدولت و وزارت ارشاد نیز علاوه بر کاهش سانسور، افزایش کتابخانه های عمومی و خرید تعدادی معین کتاب برای تکمیل آنها، هر ساله مقداری کوپن کتاب بین دانش آموزان٬ دانشجویان٬ کتاب فروشان و ناشران، توزیع کنند تا رکود موجود در بازار نشر را بتدریج کاهش دهند.

همچنین سوبسید کتاب برای کاهش قیمت کتاب به همه ناشران بایستی تداوم و افزایش یابد.

راه حل کاهش بحران شماره ۲ :

برای به وجود آوردن نسلی خلاق٬ پویا واندیشه ورز، نسلیقادر به تفکیک صحیح از ناصحیح ٬ تحلیل گر، تولید کننده و کار آفرین، پیشنهاد می شود که روش های آموزشی و پرورشی به شرح زیر وبه تدریج متحول شود :

این تحول می بایستی از تغییر محتوای آموزشی برایمعلمانیعنی تحول در روش تدریس آغاز و به تحول تدریجی با روشهای نوین یاد گیری دانش آموزان و دانشجویان استمرار، یابد.

پرورش معلمین جدید با اضافه کردن واحدهایی جهت آشنایی با روشهای نوین تدریس در دانشکده های مربوطه توام شود.

شرکت معلمین قدیمی (بخصوص معلمین زیر ۴۰ سال) در کلاسهای آشنایی با آخرین روشهای نوین آموزش و پرورش ضروری است. حتی برای معلمین حق التدرسی و معلمین نهضت سواد آموزی نیز در صورت امکان چنین دوره هایی برگزار شود. البته همه اینها می بایستی با افزایش حقوق مکفی برای معلمان توام شود.

روش های آموزشی برای دانش آموزان و دانشجویان٬ نیز می بایستی از تقویت حافظه به یاد گیری محتوای مفهومی هر درس متحول شود.

سرکلاس نشینی و جزوه برداری٬ بایستی با رفتن به فضاهای تاریخی٬ فرهنگی و پارک های آموزشی توام شود. نهایتا با ادغام پژوهش و آموزش، یاد گیری و خلاقیت در شخصیت دانش آموزنهادینه شود.

سطح امتحانات هر کلاس، از طرح سوالات سخت و بعضا خارج از کتابها و متون آموزشی به امتحانات پیوسته و در سطح منابع تدریس شده، تبدیل شود تا دانش آموزان بجای افسردگی بر اثر مردودی و تجدیدیُ دجار شوق و شعف ناشی از موفقیت نسبی در امتحانات شوند.

در بعضی از مقاطع تحصیلی ابتدایی و راهنمایی، امتحان گرفتن و کارنامه دادن متوقف شده، و نوعی ارزش یابی برای استعداد سنجی هر دانش آموز جایگزین آنها شود.

همچنین تجهیز مدارس به آزمایشگاه های فیزیک٬ شیمی و بیولوژی با وسایل آزمایشگاهی مدرن و متناسب با محتوای کتابهای درسی با سوبسید دولتی از ضروریات است.

می بایستی استفاده از تکنولوژیهای نوین آموزشی مانند کلاسهای آن لاین و آموزش از راه دور و ... و ... بتدریج جایگزین روشهای کلاسیک شود.

نهایتا معرفی مدیران؛ معلمین و استادان نمونه در اجرای بهترین روشهای خلاق آموزشی و پرورشی با دادن جوایز تشویقی به آنها بر اساس لیاقت و کاردانی آنها و به دور از هر گونه پارتی بازی و ... از طرف دولت منجر به رقابت سالم بین آنها شود.

راه حل برای کاهش بحران سوم :

برای افزایش تدریجی آمار ازدواج و کاهش آمار طلاق ، سه نوع راه حل دراز مدت٬ میان مدت و کوتاه مدت به شرح زیر پیشنهاد می شود :

۳-۱ - راه حل دراز مدت: تغییر در روشهای تربیتی بخصوص در خانواده.

این روشها در ۲۲ مقاله در هفته نامه ستاره صبح از تاریخ ۲۰ ام فروردین ۱۳۹۰ تا مهرماه همان سال به چاپ رسیده است که برای اجتناب از اطاله کلام نکات مهم آن فهرست وار ذکر می شود:

۳-۱-۱ : جلوگیری از ظلم در حق کودکان چه از طرف مادر، پدر یا مربی و یا همسالان و غیر همسالان از طریق نظارت مستمر و غیر مستقیم اعضای خانوادهو نیز ایجاد نهادهای حامی حقوق کودک و گسترش فرهنگ احساس مسولیت در مقابل هر کودک آسیب دیده و حمایت های پزشکی، عاطفی و قانونی از آنها در صورت لزوم.

۳-۱-۲- : در یک محیط پرورشی مناسب بایستی از سوء استفاده های احتمالی فرزندان (بخصوص پسران و فرزندان بزرگتر )، از قدرت بدنی خود برای زورگویی یا خشونت ورزی نسبت به کودکان ضعیف تر از خود، حتی الامکان جلوگیری شود.

باید به آنان آموزش داد که استفاده صحیح از قدرت بدنی فقط و فقط برای دفاع از خود، خانواده و یا کشو مجاز است. همچنین بایستی تاکید بر این موضوع باشد که « قدرت بدنی هدیه ایست الهی برای انجام کارهای مفید و مثبت به نفع خود، خانواده و اجتماع و لا غیر».

بر همین اساس بایستی از سوء استفاده های احتمالی عاطفی فرزندان (بخصوص دختران و فرزندان کوچکتر)، نظیر گریه و زاری یا مظلوم نمایی حتی الامکان جلوگیری کرد. همچنین بایستی تاکید بر این موضوع باشد که « ابراز عواطف و احساسات بجا و مناسب نه تنها بد نیست که برای پر کردن خلاء های عاطفی در بین اعضای خانواده و نیز رسیدگی به مشکلات محرومین و رفع آنها و به وجود آوردن صلح و دوستی و آرامش ضروری است ».

به طور کلی می بایستی از تبعیض در پرورش و آموزش پسران با دختران حتی الامکان پرهیز شود و نیز از جداسازیهای غیر منطقی و بی دلیل پرهیز شود تا فاصله شناختی و عاطفی احساسی دو جنس به حداقل برسد و با آشنایی هر چه بیشتر دو همسر از فضاهای عاطفی و منطقی یکدیگر، سازگاری بینشان بیشتر شده و با هر اختلاف نظر منطقی یا عاطفی راه طلاق و جدایی عاطفی را در پیش نگیرند. در نتیجه انعطاف بیشتری را در حل مشکلات فیما بین از دو طرف و کاهش طلاق و جدایی را شاهد باشیم.

۳-۲ - : راه حل های میان مدت که عبارتند از :

۳-۲-۱ : ایجاد مراکز اشتغال نظیر کارخانجات صنعتی در مراکز استانها و شهرهای بزرگ همراه با مجتمع خانه های سازمانی برای اسکان مدیران، کارمندان و کارگران مجهزبه امکانات آموزشی، بهداشتی درمانی٬ ورزشی و تفریحی برای بهبود وضعیت اشتغال ورفاه خانواده، در نتیجه کاهش مهاجرت بی رویه به شهرها و بزه کاری های ناشی از حاشیه نشینی.

همچنین ایجاد مراکز گردشگری و صنایع تبدیلی در شهرهای کوچک و روستاها به همان منظور ذکر شده در بالا.

۳-۲-۳- : تقویت و ارتقاء نهاد های مشاوره ای از طریق عوامل فرهنگ ساز نظیر رادیو٬تلویزیون٬ سایتهای اینترنتی، وبلاگها، مجلات روزنامه ها، نشریات خانوادگی، کتابهای تخصصی و حتی رمان، در جهت تبلیغ ارزشمندی و تاثیر گذاری مشاوران متخصص، دلسوز و امین خانواده در بهبود شرایط و کاهش تنش ها در بین زن و شوهر، قبل از رجوع به دادگاه یا حکمین برای اصلاح اموریا طلاق.

۳-۳ :راه حل کوتاه مدت : اجرایی و قانونی :

۳-۳-۱ : تغییر قوانین خانواده در جهت گسترش تعاون بیشتر در وظایف همسران در خانواده. از جمله ازدیاد مشارکت پدران در پرورش فرزند از همان دوران نوزادی به منظور تلطیف هر چه بیشتر عواطف شوهر نسبت به همسر و فرزندان.

۳-۳-۲ : حل مشکلات زنان شاغل با ایجاد مهد کودک های نزدیک به محل کار با سوبسیدهای دولتی و تصویب قوانین حمایتی در جهت تضمین جایگاه شغلی مادران پس از بازگشت از مرخصی زایمان و سایر مسولیتهای مادری تا اضطراب کمتر و آرامش بیشتر بر خانواده ها حاکم شود.

۳-۳-۳ : اجرایی شدن قانون بیمه زنان خانه دار به منظور دلگرمی و تامین آتیه زنان خانه دار. همان زنانی که مادری و خانه داری را به اشتغال بیرون از منزل ترجیح داده اند.

همچنین احتساب کردن ارزش کارهای خانه در تولید ملی که منجر به دلگرمی زنان و احساس رضایت خاطر بیشتر آنان در خدمت به اعضاء خانواده و اجتماع و نهایتا پایداری بیشتر خانواده خواهد شد.

۳-۳-۴ : متعادل کردن حق طلاق زن و شوهر.

۳-۳-۵: قانونی کردن شروط ضمن عقد که در سند های ازدواج فعلی وجود دارد. در اینصورت این حقوق موکول به رضایت داماد در سر سفره عقد نشده، بلکه تضمینی قانونی برای تامین مالی و امنیت روانی زن، چه در هنگام زندگی مشترک و چه در هنگام طلاق خواهد بود.

در پایان امیدوارم که با عنایات الهی و همت مردم و مسولین، شاهد رفع بحرانهای موجود باشیم، در حدی که " تک تک آحاد ملت که ایران ملک مشاع آنان است، بتوانند با استقلال رای و آزادانه به برپایی عدالت همت کنند و گام به گام از محرومیت زدایی به شرایطی اجتماعی مبتنی بر فرصتهای برابر برای همه گذر کنیم ". ان شاالله.

نوزدهم اردیبهشت 1396