RT Chimera - шаблон joomla Новости

 محمّد آقا زاده/ روزنامه نگار مستقل

458-607-1390-4-13-11-36-11-999D"شریعتی " در تاریخ ما یک معما است ، ناگهان بعد از مرگ تمام جان جوانان و میان سالان به جان آمد را فتح کرد،نوار سخنرانی های آتشین اش چون گنجینه یی کمیاب و گرانبها دست بدست می شد،  کتابهایش با جلد سفید در صدها هزار نسخه مخفیانه به فروش می رفت،در شب تاریک مثل ستاره درخشان صبحگاهی نقشه راه را نشان می داد ، او آنقدر زنده نماندتا انقلابی را از نزدیک لمس و لاجرم شاهد پیروری اش باشد که بذرش را در ذهن ها پاشاند ، کم کم و طی دهه ها این ستاره  صبحگاهی  تلالویش را از دست و تا چندی قبل موضوع جوکها و لطیفه ها شد و این تب هم به مرور سرد شد ، این اسطوره نسل ما امروز کدام جوان را می تواند بر انگیزد ، گاهی کتابهایش را که بارها خوانده ام از نو بازخوانی می کنم ولی نه چنگی به دلم می زند و نه عمقی را نشان می دهد که در گفتارش می یابم ، اما برای اینک تاریخ را بشناسیم بجای تائید و انکار این مرد باید تا زمانی نسلی که با او زندگی کرده اند از این معما راز گشایی کنیم ، باید به این پرسش پاسخ دهیم چطور روح زمانه در او تجسم خود را یافت و این روح بعد از گذر از آن دوران با او بیگانگی می کند ، آیا در میان آثارش میراثی وجود دارد که ما را از مغاک ها و مسیرهای سنگلاخی عبور دهد آنهم در حالی که همه روشنفکران در مواجه با واقعیت دچار یاس شده اند و سنتی را نمایندگی می کنند از زایش بازمانده .

روشنفکران چپ و لیبرال هم در این سترونی شریک اند ، دیگر هیچکس از ایده های رهایی بخش سخنی به میان نمی آورد ، اندیشه راهنمایی وجود ندارد تا به کنش سیاسی جهت داد . از نظر فکری حاکمیت هم دیگر هیچ ایده ایجابی ندارد و امیدی را بر نمی انگیزد ، شاید وقت آن است شریعتی و همه آثار هنری و فکری دهه چهل تا پایان دهه پنجاه را بازخوانی کنیم و به این پرسش پاسخ دهیم چرا حاصل این همه تلاش مبدل به هیچ شد ، هنر کالایی ،تجاری و بی اثر شد .

شعر دیگر حضور زنده ندارد ، سینما و تاتر تنها دلتنگ دوران اوج خود است و ما به قول معروف در عصر امتناع اندیشه گرفتار شده ایم . سروش ، طباطبایی و همه اندیشه ورزان نه حرف تازه یی دارند و نه بازاری برای فروش ایده هایشان ، در عصر نیاندیشیدن هیچ بدیلی جز حفظ وضع موجود و بدتر نشدن اوضاع مردم را متحد نمی کند ، اصلاح طلبی و اصول گرایی از محتوا تهی شده اند ، شریعتی اگر زنده بود چه می کرد ، معلوم نیست و می توان حدس زد سیاهپوش از دست رفتن رویاهایش می شد ، وظیفه ماست با نگاه انتقای بسراغ تاریخ از جمله شریعتی برویم و با تبار شناسیشاید  مفری در جهان بی مفر ظاهر شود ، باید جرات این بازخوانی را بیابیم تا باز به غصر اندیشیدن باز گردیم و این تنها راه باقی مانده برای ماست.»